شکوفه مهربانی


فکر کردم....
ازغم آلوده ترین نقطه زمان می آیم و ای کاش در امتداد
 
تنهایی 

 ام حضور یابی و از دنیای هزار رنگ اندیشه ات

رنگی را به من  تقدیم کنی ، رنگی که از شکوفایی
تحسین برانگیز عشق بگوید

 و رنگی که ....

و رنگی که مرا به تو پیوند دهد.

مهربانا آشفتگی کلمه هایم سرشار از حسن زیبای

حضور توست . من تو را با تمام هستی خود ، هم آوا با

رویش شقایقها احساس کرده ام .

براستی چه زمانی وجودم سرشار از شکوفه های

مهربانی تو  خواهد شد ؟

/ 9 نظر / 18 بازدید
آزاده

خوب دیگه فقط مینویسی و سری هم نمیزنی؟ [گل] مهم نیست‘ مهم اینه که با نوشتن ثابت کردی که حالت خوبه و این از همه چیز مهمتره.

سپیده

چقدر زیبا و با احساس ... چه زمانی وجودم سرشار از مهربانی های تو میشود ؟

سارا

چرا امروز با او نیستی؟

آزاده کریمی

[گل]هر کس ز خدا میطلبد راحت جانی من طالب آنم که تو سرسبز بمانی[گل]

منا

./|\ .(,"c <|> _\/_سلاممممممممممممممممممممم[گل][قلب] . . . ../|\ .(,"c <|> _\/_چطوری دوست مهربونم؟ [گل][قلب] . . . . ./|\ .(,"c <|> _\/_ من آپــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.... [گل][قلب] دیر نکنی که منتظرم[گل][قلب] [گل][قلب]

Mojy

بلاخره پیدات شد ... معلوم بود کجاییییییییییییییییی ؟؟؟‌ [عصبانی] کلی نگرانت شدم ؟؟؟‌ خیلی خیلی ... نمیدونی که چه سناریوهایی تو ذهنم نساختم ... [گریه] ولی خب خدا رو شکر که هستی ... سالمی ... فقط بگو کجا بودی ؟؟؟‌ چرا غیبت داشتی ؟؟؟‌ [سوال]

Mojy

آخ جون حالا همش منتظر کامنت هات هستم ... [گل]