فردا با تو
 

 

 کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم.

  می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم

خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هرگز به دنیا نیایند.

  می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه ی سرود

قلبم را نشنود.

  می ترسم نتوانم بنویسم وآخرین نامه ام در

 سکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو 

  هدیه نشود.

  دوباره شب،دوباره طپش این دل بی قرارم.

  دوباره سایه ی حرف های تو که روی دیوار روبرو

   می افتد.

   دلم می خواهد همه ی دیوارها پنجره شوند و من

 تو را   میان چشمهایم بنشانم.

  دوباره شب ،دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که

با همه ی  ابر های عالم پر نمی شود.

  دوباره شب،دوباره یاد تو که این دل بی قرار را

 بیدار نگه داشته.

  دوباره شب،دوباره تنهایی،دوباره سکوت،دوباره

من و  یک دنیا خاطره



ارسال شده در: ۱۳۸۸/٩/۱ :: ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ :: توسط : آرمان

نازنین ، هر پرنده سفر کرده ای از تو می خواند و

 هر غنچه ای که می شکفد،

 نام تو را بر زبان می آورد. نیم نگاهی به روزهای

تنهایی ام کن و لحظه های زرد و بی صدای مرا تو

 آبی و ترانه باران کن.

بگذار باز هم قاصدک ترانه های من در هوای دلتنگی

 تو پرواز کند.

 همین حوالی بی قراری ها باز هم گلهای بی تابی

شکفته.  زیبا ، امشب ، شام غریبان عاشقانه من و تو

است. به یادت مثل شمع می سوزم و ذره ذره وجودم

 آب می شود.

تو هم به یاد بی تابی هایم شمعی روشن کن و بگذار

مثل من بسوزد.

مهربانی باران ، یادم کن در هر شبی که بی ستاره شد.

پی نوشت: از همه دوستان خوبم که تو این مدت

نتونستم بهشون سر بزنم عذر می خواماوه



ارسال شده در: ۱۳۸۸/۸/٢۱ :: ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ :: توسط : آرمان


فکر کردم....
ازغم آلوده ترین نقطه زمان می آیم و ای کاش در امتداد
 
تنهایی 
 ام حضور یابی و از دنیای هزار رنگ اندیشه ات

رنگی را به من  تقدیم کنی ، رنگی که از شکوفایی
تحسین برانگیز عشق بگوید

 و رنگی که ....

و رنگی که مرا به تو پیوند دهد.

مهربانا آشفتگی کلمه هایم سرشار از حسن زیبای

حضور توست . من تو را با تمام هستی خود ، هم آوا با

رویش شقایقها احساس کرده ام .

براستی چه زمانی وجودم سرشار از شکوفه های

مهربانی تو  خواهد شد ؟



ارسال شده در: ۱۳۸۸/۸/۱٢ :: ۱:٢٧ ‎ق.ظ :: توسط : آرمان
 
دیریست خو گرفته ام با زندگی زمینی ام
،گمان می کردم شبیه  هیچکس نیستم و
 زمین برای کسانیست که دلهاشان در
انحصار یک عشق زمینی ست در گرو
تعلقات دنیوی...
من در رویای آسمان بودم و غافل از
اینکه برای رسیدن به آسمان هم، باید
 از زمین گذر کرد. و اکنون زمین بستر
 نرمیست در صبحگاهان پاییزی که مرا
 برای  خوابی طولانی تر اغوا می کند.
----------------------------------
پ.ن:   فرصت شِمُر طریقة رندی که این نشان

             چون راهِ گنج بر همه کس آشکار نیست


ارسال شده در: ۱۳۸۸/٤/۱٢ :: ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ :: توسط : آرمان

سلام دوستان گرامی و مهربانم

شاید هر گزباور نمی کردم در این مدت کوتاه که از

 عمر وبلاگ من می گذرد بتوانم تا این اندازه دوستان

 با معرفت و با مرامی پیدا کنم که دلهایشان آبی آسمانیست

 و چشمهایشان پر از نور مهربانی. از همه شما دوستان

خوبم بی نهایت ممنونم.

این روزها در این دنیای مجازی به هر کجا که سرک

 می کشیم تنها واژه مشترک دلتنگیست. سوای اینکه

دلتنگی  ما از کجا عارض می شود و دلیل آن چیست .؟

معتقدم انسان از بدو تولد که زاییده می شود دلتنگ است

 و گریه های اولیه نوزاد ناشی از دلتنگیست و حتی

انسان در نفسهای واپسین خود دلتنگ می میرد.

قبلا پستی را در این زمینه گذاشته بودم ولی خواستم

 بدونم تکلیف ما در برابر این دلتنگی چیست؟

ما باید  در این دنیای مجازی علیرغم دلتنگی هایی

که با آن مواجه هستیم در برخورد با دوستان خودمان

 به آنها امید و نشاط بدهیم . لا اقل کاری که کرده ایم

اینست که از وسعت دلتنگی دیگران کم کرده ایم .

 این خود نوعی ایثار است که من مطمئنم ناخودآگاه

 باعث آرامش بیشتر خود ما می شود. من خودم وقتی

با هجوم دلتنگی ها روبرو می شوم با خوندن کامنت

 محبت آمیز شما کلی آروم می شوم.شاید شما مهربونا

همین احساس منو داشته باشید.

منو ببخشید اگه پر حرفی کردم .براتون از خدا وند

 سلامتی و توفیق و اراده قوی در انجام کارها را

آرزو دارم.

پ.ن1:اگر تمام شب برا ی از دست دادن خورشید

 گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را هم از دست

 خواهی داد (شکسپیر)



پ.ن2: دوستان خوبم فهیمه ؛ بهونه ؛ مژگان ؛ پرند

 می دونم چقدر دلتنگ هستید.از خدا می خوام هرچه

 زودتر دلتون پر از شادی بشه.لبخند



ارسال شده در: ۱۳۸۸/٤/٩ :: ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ :: توسط : آرمان

 

 

  یاد آن شب


یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می ریخت

بر سر ما ز در و بام و هوا گل میریخت

 


سر به دامان منت  بود وز شاخ بادام

بر رخ چون گلت  آرام صبا گل میریخت

 


خاطرت هست آن شب همه شب تا دم صبح

گل جدا، شاخه جدا، باد جدا گل می ریخت

 


نسترن خم شده، لعل لب تو می بویید

خضر گویی به لب آب بقا گل می ریخت

 


زلف تو غرقه به گل بود و هر آنگاه که من

می زدم دست بدان زلف دو تا گل می ریخت

 


تو فرو دوخته دیده به مه و باد صبا

چون عروس چمنت بر سر و پا گل می ریخت

 


گیتی آن شب اگر از شادی ما شاد نبود

راستی تا سحر از شاخه چرا گل می ریخت؟

 


شادی عشرت ما باغ گل افشان شده بود

که به پای تو ومن از همه جا گل می ریخت


شاعر: پاریزی

 

 

امشب دلتنگ دوران دبیرستان و دبیر ادبیاتمون  آقای هاشمی شدم که همیشه با مهربونی این غزل زیبا را برا مون می خوند و ما چه حالی می کردیم. ایشالا هرجا باشه سلامت باشهلبخند

 



ارسال شده در: ۱۳۸۸/٤/٥ :: ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ :: توسط : آرمان

 

دیریست دلم گرفته باران

 

اشکم که ز غم سرشته باران

 

                   چندیست "اسیر دست اویم"


بر لوح دلم نوشته باران!


باران! دل من چو راز دارد،


از او طلب نیاز دارد،

 

                   آن ماه سفر کرده ی دیروز،


مرغیست خموش و ناز دارد.


باران به دلم غمی نشسته


من بال و پرم. ولی شکسته!

 

                باران مه من چه حال دارد؟؟؟


این دل ز تو هم سوال دارد!


باران برِ من ببار باران


از او خبری بیار باران

 

                          آه ای دل ناصبور، صبری


آرام بمان، قرار قدری...



ارسال شده در: ۱۳۸۸/۳/۳۱ :: ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ :: توسط : آرمان
درد بی کسی

سلام

٢٩ خرداد سالگرد رحلت معلم شهید دکتر علی شریعتی

است. دکتر  جان خیلی حرف با تو دارم که باید بزنم اما

جای صحبتم اینجا نیست .

دکتر خیلی فکر کردم برای سالگردت چه مطلبی در وبلاگ

بگذارم .مطلب زیبایی  از تو خواندم که حیفم آمد دیگران

 نخوانند.استاد یادت گرامی و روحت شاد باد.......

پروردگارم ،مهربان من

از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

و هر زمزمه ای بانگ عزایی

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...

در هراس دم می زنم 

در بی قراری زندگی می کنم

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

من در این بهشت ،

همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"

"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"

دردم ، درد "بی کسی" بودی

« دکتر علی شریعتی»

 



ارسال شده در: ۱۳۸۸/۳/٢٩ :: ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ :: توسط : آرمان
صفحات وبلاگ
RSS Feed